|
***عشق پرنده ای آزاد و رهاست***
|
تا نگام به بوسه پیوست
تا زمانی که نفس هست
تا که جون نرفته از دست
تو رو تنها نمیذارم

شايد شکوه اين کلبه دلم...نشاني است به آينده اي سرشار از امید...
تا ديگر نشاني از غم نبينم

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دتبال تو گشتم





هر چند در این عهد خریداری ندارد
آه که چه قدر احساس دلتنگی میکنم چه قدر دلم برات تنگ شده و شاید به اندازه روزنه ای امیدوارم هر چند میدانم که امیدواری من بیهوده است چه قدر سرنوشت برای ما بد نوشت چه قدر دلم میخواد زمان به عقب برگرده و و اون روزی برسه که برای اولین بار دیدمت .....
اگه اون روز برام دوباره تکرار بشه نمیخوام ببینمت و اشنا بشم و این همه سال دوری تو را تحمل کنم اخرش هم جدایی رو....
اما اینو بهت قول میدم که برای همیشه دوستت داشته باشم و هر بار که به یادم بیای دلم برای با تو بودن پر بکشه و چشم هام مثل همیشه پر از اشک بشه
امیدم نمیدونی که چه قدر دوستت دارم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

تمام خاطرات من اشک های چشم های منه دیگه با ید خواب ببینی دستت تو دستا یمنه اما بدون با عکس تو این روزا رو سر میکنم خیلی بدی کردی به من محاله من ولت کنم تو هم برو مثل همه تنهام بذار و برنگرد اما هنوز من چشم به در نیستی و من در به در نیستی که ببینی بی تو تنهام فکر نمیکردم روز جدایی به دیدن من تنها نیایی ساده عشقمو بهش فروختی وقتی دیدمش بد جوری سوختم دستات تو دستش نگام میکردی کاشکی میرفتی حیا نکردی خیلی دلم گرفت ازت دیگه سراغمو نگیر فقط یه عکس ازت دارم بیا اونم ازم بگیر یک روز میفهمی قدرمو اما نمیدونی کجام بمیرم واسه قربتم محاله این ورا بیام یه عمره بغزه تو گلوم یه آه سرده تو صدام مهمون نوازی این نبود خاک خدا دارم میام
من که دیگه دارم میرم نگی رفت و حرفی نزد خدا نگهدارت باشه گرچه دلم رنجید ازت یادت بیاد حرفای من اداهای تو اشکای منو اخه برات من چی کار نکردم زجرم میدادی دعات میکردم یادت مید من همونی هستم که شبها تا صبح بیدار میشستم

عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او زیرباران دست تو در دست او
عشق یعنی ملتهب از یک نگاه غرق درگلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطرخجلت...شورعشق
گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی"بی توهرگز"..
.پس بمان تاسحر ازعاشقی بااوبخوان
عشق یعنی هرچه داری نیم کن ازبرایش قلب خود تقدیم کن

شعر من حرف من است
حرف من خستگي سينه پر درد من است
شعر من حرف دلي است که در آن چشمه جوشان محبت جاريست
اين شعر دلي است
که در آن شاخه افسرده غمگين خاطر چشم بهاري دارد
![]()
محبوب بی نظیر من!
دل من افریده شد که تنها و تنها عاشق تو باشد


عشق درد منو توست این روزها
عشق نفرین مجنون بر زمانه است این روزها
عشق های دروغینی که ما ساخته ایم
خود ندانیم چه هست
اما
باز هم نامش عشق نهاده ایم
نا سزاست ار بگوئیم که ما عشق ورز و باده مستیم
سزاوار نخواهد بود گر بگوئیم فرهاد کوه شکن ما هستیم
اگر این عشق بود عشق علی چه کاره است؟
گر تو معشوق شوی شاخه نبات چه کاره است؟
گر شبی تا نیمه شب پلکی به یاد یار بر هم نگذاریم
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
این یک دمه عمر را غنیمت شماریم
فردا که از این دیر فنا در گذریم
با هفت هزار سالکان همسفریم

اگه عشقی نباشه آدمی نیست
اگه آدم نباشه زندگی نیست

در جاده های سرد شب، 
چشمانم را فانوسی خواهم کرد،
بر گذرگاه عبور تو !
اینک
در ابتدای سکوتی مبهم
دل به میدان عشق تو سپرده ام
........وعشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله ها یی
که غرق ابهامند
آواز و سرود بوسه يعني عشق
و بوسه زیباست نه برای هوس پرنده زیباست نه برای قفس
دوستت دارم نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم چون دنيا يه روز تموم ميشه
نميخوام بگم که مثل گلی چون گل هم يه روز پژمرده ميشه
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس چون شب هم بالاخره تموم ميشه
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی چون اب که هميشه پاک نميمونه
